عبد الله قطب بن محيى

323

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

كيفيات است شده ، ندانى كه امور عالم ملكوت از اين حاجات و علاقات پاك است جز امر حق عزّ و جلّ هيچ دربايست ندارد ، چون به مرده گويد : بشنو فى الحال بشنود و عذر نيارد كه مرا زنده كن إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ . « 1 » اما كسى كه و العياذ باللّه به معصيت خداى عزّ و جلّ مشغول است ، او مرده است ، براى آن كه خصم او كسى است كه به هيچ روى فرار از او ميسر نيست ، هركس كه وى را دشمنى باشد با خود انديشد كه اگر هيچ مفر نباشد قلعهء مرگ خود هست ، خود را بكشم و از او رهايى يابم ، اما اگر و العياذ باللّه دشمن او خداى باشد ، به حصار مرگ از او نتوان گريخت . براى آنكه امر او در مرگستان همچنان روان است كه در حياتستان و كسى كه به معادات و مخاصمهء چنين كس مشغول باشد ، همهء رگ‌ها بر تن او خشك شده و مرده از بيم و ترس ، و طراوت حيات در هيچ حدّ از حدود وجود او نمانده ، بلكه برودت مرگ به همهء هستى او رسيده . اين مرگ حقيقى است كه هيچ زندگانى در آن نيست . اگر كسى گويد : ما از حال گنهكاران اين بيم و ترس كه تو صفت مىكنى نمىبينيم ، خوش فارغ البال و آزاد مىيابيم ايشان را ، گوييم : واقع ايشان از اين قصه آگاه است و اين ترس و بيم به او كار كرده ، نفس ايشان در لباس غرور است و پردهء غفلت بر او تنيده ، اما زود باشد كه اين پرده از پيش برخيزد و آنچه در نهان او مىرود آشكار او نيز از آن با خبر گردد و نفس او مطابق امر شود كه فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ « 2 » و جاى ديگر فرمود : أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنا لكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ . « 3 »

--> ( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 22 « خداست كه هركه را بخواهد شنوا مىگرداند و تو كسانى را كه در گورهايند نمىتوانى شنوا سازى » . ( 2 ) . سوره ق ، آيه 22 « ما پرده‌ات را [ از جلوى چشمانت ] برداشتيم و ديده‌ات امروز تيز است » . ( 3 ) . سوره مريم ، آيه 38 « چه شنوا و بينايند روزى كه به سوى ما مىآيند ، ولى ستمگران امروز در گمراهى آشكارند » .